جنبش کارگری محصول تضاد میان مناسبات اجتماعی تولید با شرایط تولید، تضاد میان کار و سرمایه و فروشندگان نیروی کار با سرمایهداران میباشد. مجموعه تضادها و نابسامانی تولید سرمایهداری این موقعیت را برای طبقه کارگر فراهم آورد تا طبقه کارگر بتواند خود را بهصورت یک جنبش طبقاتی متشکل کرده و به آینده انقلابی خود آگاهی یابد. در برابرِ پی آمدهای قوانین عام انباشت سرمایه که مدام برضد کارگران عمل کرده است، تلاش از هر دو جانب سرمایه داران و رفرمیستها همواره بر این بوده است که در پیشگیری از اعتراضات و شورشهای طبقه کارگر از این فشار غیرانسانی در بهرهکشی از نیروی کار کارگر اندکی بکاهد. اما تاکنون این تلاشها بهنتایج ماندگار و فروکاهندهی رنج و مصائب طبقه کارگر نیانجامیده است. روشن گردیده است که در عرصه عمل اقتصادی مبارزه میان کار و سرمایه، حریف برتر فقط سرمایه و سرمایهداران میباشند. هراندازه که شکاف میان قدرت سرمایه و انباشت آن با سهم اجتماعی طبقه کارگر عمیقتر گشته است، قدرت سرکوب دولت سرمایه نیز برای حفظ مناسبات و شرایط موجود، قاهرانهتر و شکاف میان وحدت درونی طبقه کارگر از طریق رقابت میان این طبقه به یک مانع و پیشروی مبدل گردیده است.
بحران جهانی سرمایه در ابعاد تولیدی، مالی و جابجاییهای صنعتی، چنان پیآمدهایی به همراه آورده که بیکاری مزمن، فقر و گرسنگی گسترشیابنده، مهاجرتهای بیشمار نیروی کار در پی دستیابی به کار، به یک معضل مهم جهانی درآمده است. گوشهای از این بحران جهانی سرمایه را در جامعه ایران بهطور واقعی میتوان مشاهده نمود. در این میان نه تنها طبقه کارگر ایران به مطالبات پیش از انقلاب خود دست نیافته بلکه بر اثر رشد مناسبات استثماری سرمایهدارانه، قانونزدایی مداوم اقتصادی همراه با انسانیتزدایی سرمایه و گستردگی مناسبات نابرابر طبقاتی به چنان وضعیتی رسیده است که برای پی بردن به عمق توحش این مناسبات کافی است در برابر رویداد اخیر نسبت به کارگران بیکار و بیماری که ناتوان از پرداخت هزینه بیمارستان بودهاند و به صحرا پرتاب شدند، لحظهای درنگ کنیم. این فاجعه بیانگر تمامیت یک جامعهی بحرانی است. لازم نیست از گرانی، گرسنکی، فقر و فلاکت و فاجعهی بیشتر سخن گفته شود. براین وضعیت، پروژه حذف یارانهها را نیز بیفزایید، که با افزایش بسیار ناچیز بر حداقل دستمزدها که حتی پاسخگوی پرداخت هزینه سوخت و آب و برق نمیتواند باشد، چه شرایطی در پیش است! هرگونه توهمی به شعارهای فریبنده دولت مستبد سرمایه، وارونه ساختن تمامیت بحران بر روی پای استوار سرمایه و تثبیتگری آن میباشد.
روزی نیست که کارخانهای و محیط کاری در اعتراض علیه دستمزدها و حقوقهای معوقه در اعتصاب نباشد، یا صدای اعترض در جامعه فروکش کرده باشد، اما مبارزه طبقاتی پراکنده و در خود، اعتراضات ناپیوسته و محلی، کارگران غیرمتشکل و سازماننیافته پیشاپیش شکست خورده و محکوم به تحمل شرایطی اسفناکتر از پیش خواهند بود. "ستون خیمه" رژیم را اعتصابات متشکل، سرتاسری و همزمان با مطالبات سیاسی ـ اقتصادی در هم خواهد شکست. طبقه کارگر میتواند علاوه بر مطالبات تاکنونی خویش که مبارزه صِرف با بیکاری و تلاش برای حفظ شرایط کار به بهای کار بیاجرت و یا تقاضای مزد بهتر است، مطالبات جدید را در برابر سرمایه و دولت آن قرار دهد، که چرا شکاف گسترشیابنده بین فکر و کار وجود دارد؟ تقسیم هرچه بیشتر کار به ساده و تخصصی خودبیگانهسازی و وجود اجتماعی کارگر را زایلتر مینماید. کافی است تمامی موارد بحران به آگاهی انقلابی طبقه کارگر در آید، قهر طبقاتی تنها با طبقه کارگر عجین است.
نیرومندترین جنبش اجتماعی که زنان و مردان کارگر صفوف آن را تشکیل میدهند، جامعه را از فروپاشی و انسانیت ارزشزدایی شده، رها خواهد ساخت.
کارگران جهان متحد شویم
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی ایران
زنده باد انقلاب پرولتری
زنده باد همبستگی جهانی پرولتاریا
برقرار باد سوسیالیسم
شورای کار
۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ ـ اول ماه مه ٢٠۱۱