AlfabetMaxima

   


مجله چهلچراق مصاحبه بسي با عشرت شايق نمايند مجلس هفتم

مجله چهلچراق مصاحبه بسيار خواندنی با عشرت شايق نمايند مجلس هفتم انجام داده است که متن کامل آن در سايت زنان ايران آمده است. ما در اينجا بخشهائی از اين مصاحبه را مياوريم. عشرت شايق نماينده ای است که در رابطه با مسئله زنان خيابانگرد گفت که اگر 10 تن از آنان اعدام شوند ريشه اين مشکل اجتماعی خشک ميشود (نقل به معنی) :

-------------------
عشرت شايق نماينده مردم تبريز در همين چند ماهي كه از نمايندگي‌اش در مجلس هفتم مي‌گذرد به يكي از چهره‌هاي معروف كشور بدل شده است. او اين شهرت را به خاطر صراحت لهجه‌اش كسب كرده. شايق كه اهل كرمان است و در آنجا بزرگ شده پس از ازدواج به تبريز رفته و آنجا سكني گزيده. اين سكونت چنان در او تأثير گذاشته كه نه تنها كاملاً به زبان تركي مسلط است كه حتي فارسي را با لهجه شيرين تركي صحبت مي‌كند. شايق دانشجوي زبان فرانسه بوده اما انصراف داده و در حوزه تا سطح خارج تحصيل كرده است. او چهل و سه سال سن دارد و در حالي با ما مصاحبه مي‌كند كه دامادش هم كنارش نشسته است.
اين نماينده مجلس ابتدا تمايل چنداني براي گفت وگو با ما نداشت، اما اصرار ما و اطمينان دادن به او كه صراحت گفتارش در مصاحبه حفظ خواهد شد او را متمايل به اين كار كرد. سعي ما هم اين بوده كه جانِ كلام او را عيناً منتقل كنيم. شايق نماينده بارزي است براي بيان شيوه و نوع نگاه نمايندگان مجلس هفتم. او البته از بعضي از همتايانش صريح‌تر است. مواضع خود را عيان بيان مي‌كند. هر روز درباره يك مسأله اظهارنظر قاطع مي‌كند، هميشه مي‌توان نام او را در مطبوعات يافت و ... ...

شايق : ما بايد خرخره بعضي از اينها را بگيريم ( مسئولان و نهادهای دولتی). بايد يك عده‌شان را بفرستيم آب خنك بخورند. بعضي‌ها را هم بايد ببريم بر سر دار.
چهلچراغ : چه كساني را بايد ببريم بر سر دار؟
شايق : يكي سازمان ملي جوانان.
چهلچراغ : سازمان ملي جوانان را بايد دار زد؟
شايق : من نظرم اين است. البته الزام ندارد كه آقاي عبادي را دار بزنيم اما بهتر است كه اين سازمان را از بيخ بزنيم.
چهلچراغ : ديگر چطور؟ چند تا سرِ داريِ ديگر هم بگوييد؟
شايق : تشكيلاتي كه به نام جوانان تشكيل شده و جاهايي كه مربوط به امر است و ...
چهلچراغ : بگذاريد من صريح بپرسم و شما بگوييد بايد چه كارش بكنيم، دار بزنيم يا بفرستيم آب خنك بخورند يا ... مثلاً وزارت ارشاد.
شايق : اين وزارتخانه تنها كاري كه نكرده ارشاد است. وزارت ارشاد بعضي فسيل‌ها را وارد زندگي ما كرده. به اين فسيل‌ها مجوز مي‌دهد كه كتاب چاپ كنند و به كتابشان مجوز مي‌دهد. به صدايشان مجوز مي‌دهد. ما اگر بياييم سينما را از ارشاد جدا كنيم موفق‌تريم، چون در اينجا با سينماي ايران بازي شده است. سينما خوب بود اما يواش يواش به افول رسيد. در كتاب هم به همين شكل.
چهلچراغ : مثلاً در بحث كتاب اين فسيل‌ها كه گفتيد كي هستند؟
شايق : ارشاد به جاي آن كه تعدادي نويسنده جوان و خوشنام را هدايت كند و هدايت طوري باشد كه اينها نويسندگان خوب و شهيري بشوند و در سطح مطرح شوند آمد يك بودجه كلان را داد به كساني كه در عرصه كتاب فسيل هستند. اصلاً به درد اين مردم نمي‌خورند. حتي اين فسيل‌ها را نبايد در موزه هم گذاشت.
چهلچراغ : اسم ببريد خانم شايق. اين فسيل يعني چه كساني؟
شايق : نويسندگان معلوم‌الحال.
چهلچراغ : اين اسم نيست. اسم ببريد.
شايق : زيادند. من اگر پنج تا را اسم ببرم بقيه را از قلم بيندازم كه آنها ديگر در حاشيه مانده‌اند.
چهلچراغ : ما يك و امثالهم مي‌نويسيم تا مشكل حل شود. شما اسم ببريد.
شايق : خب بعضي‌ها اين طوري است كه امروز مي‌روند زندان فردا كتاب خاطراتشان چاپ مي‌شود. اين كتب سياسي كه چاپ شده را نگاه كنيد همه همين طور است. خب من هم مي‌توانم در اين شش ماه كه نماينده‌ام شصت تا كتاب بنويسم. شايد هم شش هزارتا چون كه در هر روز با صحنه‌هاي مختلف طرفيم، با بيكار، با مريض، با جوان با ... آن وقت ما آمده‌ايم كانون نويسندگان و كانون وكلا راه مي‌اندازيم يك وقت شيرين عبادي از قافله عقب نماند. چون هم شيرين است هم عباد است! آش در جامعه ما از آن شل بودن خودش هم شل‌تر شده و وا رفته.
چهلچراغ : باز هم شما اسم نبرديد. در عرصه كتاب اين فسيل يعني كي؟
شايق : چه دليل داشت مطبوعات اين همه راجع به مرگ دلكش مانور دادند. آيا نمي‌شد صفحاتشان را با مطالب ديگر پر كنند؟ آيا كتب خانم شهرنوش پارسي‌پور دردي از مردم دوا كرده؟ من خودم شخصاً آدمي هستم كه در مورد مطالعه هيچ رقم كم نمي‌آورم. آيا در جامعه ما با اين نااميدي‌ها كتاب‌هاي هدايت بايد اين همه ارزان در دسترس همه باشد آن هم با چاپ‌هاي مجدد. جامعه الان به طنز احتياج دارد يا نااميدي. الان سريال خشايار كه پخش مي‌شود مردم استقبال مي‌كنند و منتظرند كه شب ديگر باز هم پخش شود. خب چرا در اين جامعه افسردگي تزريق مي‌كنيم. ما باز رفته‌ايم سير مي‌كنيم در فروغ فرخزاد. اين كه فروغ فرخزاد چطور مرد خودش مسأله‌اي است. ما چه الگويي را داريم به جوان مي‌دهيم؟ آيا سيمين بهبهاني بايد به عنوان عرصه‌دار فرهنگ ما شود آن هم با هماهنگي دولت آبادي؟ اين چه جور ادبياتي است؟ ما ادبيات قوي و غني داريم در مملكت. ما حافظ و سعدي و مولوي و ... داشته‌ايم، اينها نبوغ داشته‌اند.
چهلچراغ : خب كتاب اينها كه چاپ شده خريداري هم شده، يعني بازار كتاب از روند عرضه و شايق : تقاضا پيروي مي‌كند. ناشري كه كتاب را چاپ دوم يا سوم مي‌زند حتماً به خريدار آن هم فكر كرده.
شايق : خب تقاضا از طرف جوان است اما جوان كه نمي‌داند كه نويسنده قبل از انقلاب چه كسي بوده. نمي‌دانم چه مي‌نوشته. به من خورانده شده. تبليغ كرده‌اند كه من دنبال آن گشته‌ام. خب اينها چرا به دنبال كتاب‌هاي نيما نيستند. چه كساني فروغ را تبليغ كردند اما نيما را تبليغ نكردند؟ چه كساني سيمين بهبهاني را مطرح كردند اما از آل احمد خبري نيست. چه كساني هدايت و ر. اعتمادي را احيا كردند؟ شما بايد اين جوان‌ها را جمع كنيد و بر فرض قصه زندگي شهيد بروجردي را برايشان بخوانيد آن وقت مي‌بينيد كه نظرش عوض مي‌شود. آرمانش عوض مي‌شود. ما بايد آرمانمان كل جهان باشد تا برسيم به ايران.
چهلچراغ : شما در اين چند سال اخير اصلاً كتاب خوبي سراغ داريد؟
شايق : بله. بعضي كتاب‌ها هم چاپ شده كه خوب است.
چهلچراغ : يك كتاب را به جوانان پيشنهاد بدهيد كه بخواند.
شايق : (رو به دامادش مي‌كند) اين كتاب جيبي كه شما خريده بودي اسمش چي بود؟ صدايم كن. نويسنده‌اش كي بود؟ آقاي پيرعلي. خب اين كتاب من را هم به وجد آورد. خيلي جالب بود و قطعه قطعه است. اما من اينجا بگويم كه صحيفه سجاديه و نهج‌البلاغه را جوانان بايد حتماً بخوانند اينها كتاب حيات و زندگي است.
چهلچراغ : در عرصه غير كتاب شما بر فرض در همين سريال‌ها كه گفتيد چه پيشنهادي مي‌دهيد. كدام خوب است؟
شايق : مثلاً اين سريال كمكم كن. نويسنده‌اش گفت من اين كار را از يك بخش از دعاي جوشن كبير الهام گرفته‌ام. خب اين يعني جوشن كبير را از يك ديد هنري نگاه كرده‌اند.
چهلچراغ : آخرين فيلمي كه ديده‌ايد چه بوده؟
شايق : ما ديشب خانوادگي فيلم مصائب مسيح را گرفته بوديم و ديديم.
چهلچراغ : آخرين فيلمي كه در سينما ديده‌ايد منظورم است. البته فكر مي‌كنم فرصت نداريد؟
شايق : چرا، فرصت پيدا مي‌شود. سينما هم مي‌روم. آخرين فيلم كه در سينما ديدم آدم برفي بود. من حاضرم اگر چلچراغ يك بخش نقد فيلم باز كرد در خدمتتان باشم و نقد فيلم بنويسم.
چهلچراغ : ازدواج موقت؟
شايق : به درد بعضي روزها مي‌خورد.
چهلچراغ : چه روزهايي؟
شايق : روزهايي كه زنان بي‌سرپرست مستأصل مي‌شوند و مرداني هم كه توانايي ازدواج ندارند مستأصل مي‌شوند.
چهلچراغ : اگر اين دامادتان بخواهد ازدواج موقت بكند، بفرماييد چه به روزگارش مي‌آيد؟
شايق : جامعه اصلاً پذيرش ندارد.
چهلچراغ : من با جامعه مصاحبه نمي‌كنم با خانم شايق مصاحبه مي‌كنم.
شايق : بايد از خانمش پرسيد.
چهلچراغ : شما هم مادر خانمش هستيد.
شايق : اگر بتواند عدالت را عمل كند و احساس نياز شديد هم بكند خب قضيه فرق مي‌كند، اما اگر اين طوري نباشد آن وقت ازدواج موقت كردنش كتك خوردن دارد. حال گرفتن دارد.
چهلچراغ : فيلم مارمولك؟
شايق : از آقاي تبريزي بعيد بود.
I love you
اين نتيجه شش سال درس خواندن انگليسي بچه‌ها در مدرسه است.


پیک ایران


01 Dec 2004
بازگشت




Address: AlfabetMaxima Bokhandel/ Sibeliusgangen 40/ 164 72 / Kiskta / Sweden. Tel: 0046 8 760 03 43 / Fax: 0046 8 760 03 43 / email: am@alfabetmaxima.com