پل الوار- شاعر انسان و جهان
پل الوار-ترجمه آرش نقيبيان:به انگيزه چاپ كتاب «تنهايى جهان» گزيده اشعار پل الوار- ترجمه محمدرضا پارسايار
«در انتهاى غم هميشه پنجره اى باز است پنجره اى روشن»
پل الوار (۱۹۵۲-۱۸۹۵) نام مستعار اوژن گرندل شاعر فرانسوى است كه در خانواده اى متوسط زاده شد و تحصيلات مقدماتى را در دبيرستان كولبر Colebert انجام داد و در ۱۹۱۱ به علت ابتلا به بيمارى، تحصيل را رها كرد و براى استراحت به كوهستان هاى سوئيس رفت و يك سال و نيم آنجا ماند. پس از بهبود و بازگشت به پاريس به شعر دلبستگى يافت و براى اولين بار چند قطعه از اشعار خود را در مجلات ادبى فرانسه به چاپ رساند. در سال ۱۹۱۴ به خدمت نظام احضار شد و در بخش پرستارى انجام وظيفه كرد، در ۱۹۱۷ اولين دفتر شعر خود را به نام «وظيفه و نگرانى»۱ چاپ كرد و يك سال بعد در ۱۹۱۸ دومين دفتر شعرش با عنوان «اشعار براى صلح»۲ به چاپ رسيد. الوار پس از پايان جنگ با آندره برتون، لوئى آراگون و فيليپ سوپو آشنا شد و با شركت آنان «بيانيه شعر سوررئاليستى فرانسه» را امضا كرد.
الوار از جمله اولين كسانى بود كه از مزاياى شعر ناهشيارانه و تفاوت آن با اشعار هشيارانه سخن گفت و شعر را ناشى از حالت خودكار مغز آميخته با اوهام (تخيل) دانست.
الوار از شاعران رديف اول مكتب سوررئاليسم بود و سبك شخصى خاصى در اين مكتب به وجود آورد كه او را در ميان تمامى هنرمندان به چهره اى محبوب و ممتاز بدل كرد.
در سال ۱۹۲۴ پس از جدايى از همسرش (گالا) كه براى الوار ضربه روحى بسيار سختى بود دست از همه چيز برداشت و سفرى را به دور دنيا آغاز كرد و در بازگشت آثارى را انتشار داد كه همه از لحنى هيجان انگيز و پرشور خبر مى داد. از آن جمله «مرگ از نمردن»۳، «پايتخت اندوه»۴ و «چشمان پرثمر»۵. الوار در جنگ هاى داخلى اسپانيا شركت كرد و در صف جمهورى خواهان به نبرد با نيروهاى فرانكو پرداخت.
در هنگام اشغال فرانسه در ۱۹۴۲ به عضويت حزب كمونيست درآمد و از شاعران سرآمد نهضت مقاومت گشت.هنگامى كه صلح به فرانسه باز مى گردد الوار شعر سياسى را رها مى كند اما شعرش همچنان مردمى است با رنگى از تغزل خاص فرانسوى به عقيده ژان روسلو نويسنده «فرهنگ شعر معاصر فرانسه»: «پل الوار از ميان همه شاعران مكتب سوررئاليسم، كسى است كه وسيع ترين تاثير را بر نسل هاى جديد شاعران گذاشت.»۶ مجموعه كامل اشعار پل الوار در ۱۹۶۲ در پاريس به چاپ رسيد. الوار در شعر به رهايى ذهن از قيود و محدوديت قوانين زيبايى شناسى و اخلاق پايبند است و شعر را بدون دخالت و خواست شاعر، به راه آزادى و الهام محض مى كشاند و موضوع آن را بر مبناى عصيان درباره وضع كنونى بشر مى نهد.
پل الوار اگرچه به مكتب سوررئاليسم تعلق داشته و در اشعارش زبانى استعارى و موجز و گاه نامفهوم به كار مى برد، با اين همه مسائل مورد بحث الوار به زمان معينى بستگى ندارد. وى مركزيت را نفى مى كند، اشيا را از بين مى برد و در شعرش تنها انسان باقى مى ماند و بس. موضوع شعر درنظر الوار كشف واقعيت است، صداى الوار پرطنين و رساست. الوار با آنكه از سير و سلوك و عرفان بازى هاى رايج در شعر اروپايى به كل دور است و حتى به طور آشكار نفى مسائل ماورالطبيعه مى كند ولى بنا به گفته برخى از مهمترين منتقدان ادبيات فرانسه از جمله پيربودافر گويى همواره رنگ و بويى از مذهب و كلام مذهبى در شعر الوار وجود دارد كه گاه حتى با آيه هايى از كتاب مقدس (عهد عتيق) پهلو مى زند.۷ او اگرچه استاد شعر سوررئاليستى است، در شعر غنايى فرانسه نيز مقامى شامخ دارد. در اينجا براى اينكه تصوير روشنترى از مقام شامخ فرهنگى پل الوار در فرانسه به دست دهيم لازم است اشاره اى شود به اوضاع فكرى و فرهنگى فرانسه در سال هاى پس از جنگ دوم جهانى، در اين سال ها شعر نو فرانسه زير نفوذ دو قطب فوق العاده نيرومند بود: از يك سو: طرفداران شعر بيان حال اجتماعى يا «اونانيميسم» به رهبرى (ژول رومن) و از سوى ديگر كوبيست ها به رهبرى (گيوم آپولينر) جنجالى كه گاه بين اين دو گروه در مى گرفت براى طبقه جوان فرانسوى بسيار سودمند و جالب بود. در اين ميان شاعر با استعدادى چون پل الوار از شيوه هاى شعرى هر دو گروه درس هايى آموخت و تجربياتى كسب كرد كه بعدها در روند شكل گيرى زبان شعرى الوار تاثير فراوانى نهاد. همچنين تاثير دوستى و آشنايى با چهره هاى برجسته اى چون: آندره برتون، لويى آراگون، پابلو پيكاسو و ماكس ارنست «كه اين دونفر آخرى با نقاشى هاى خود در شعر الوار تاثير گذاشتند» در تكامل فكرى و هنرى الوار آشكار است.
ياداشت ها و منابع:
۱-Le Devoir et LصInquietude
۲-Poemes Pour La paix
۳-Mourir de ne pas mourir
۴-Capitale de La douleur
۵-Les yeux fertiles
۶-Jean Rosslou, Dictionerle poetes Francaise, Presses PUF1990
۷-Pierre de Boisdeffre- Lepoetes Francais de aujour dصui, presses PUF1987
روزنامه شرق ۱۰ تیر ۱۳۸۳
01 Jul 2004
بازگشت